محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

235

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سامان دهد و لذت حلال جويد و عاقل بايد روزگار خويش را بشناسد و شأن خويش بداند و زبان خويش نگهدارد و هر كه سخن را جزو عمل خويش داند بىمعنى بسيار گويد . گويند ابراهيم دو برادر داشت يكى به نام هاران كه پدر لوط بود و بقولى هاران همان بود كه شهر حران را بنياد كرد و نام شهر از اوست و برادر ديگرش ناخور بود كه پدر بتويل بود و بتويل پدر لابان و رفقا بود و رفقا زن اسحاق پسر ابراهيم و مادر يعقوب بود و ليا و راحيل دو زن يعقوب دختران لابان بودند . سخن از فرزندان اسماعيل پسر ابراهيم خليل الرحمان از پيش گفتيم كه چرا ابراهيم اسماعيل و هاجر مادرش را به مكه برد و آنجا نهاد و اسماعيل از جرهم زن گرفت و به فرمان ابراهيم طلاق داد و زن ديگر گرفت كه سيده دختر مضاض بن عمرو جرهمى بود و همو بود كه ابراهيم وقتى به مكه آمده بود به او گفته بود : « وقتى شوهرت آمد به او بگو آستان درت را پسنديدم . » از ابن اسحاق روايت كرده‌اند كه اسماعيل پسر ابراهيم دوازده پسر آورد كه مادرشان سيده دختر مضاض بن عمرو جرهمى بود : نابت و قيدر و ادبيل و مبشا و مسمغ و دما و ماس و ادد و طور و نفيس و طما و قيدمان همگى پسران اسماعيل . گويد : عمر اسماعيل چنان كه گفته‌اند سيصد سال بود و خدا عز و جل عرب را از نسل نابت و قيدر بر آورد و اسماعيل را پيمبرى داد و او را سوى عماليق و قبايل يمن فرستاد . نام پسران اسماعيل را كه از ابن اسحاق آوردم جور ديگر نيز تلفظ مىكند : قيدر را قيدار گويند و ادبيل را دبال و مبشا را مبشام و دما را ازوما و مسا و حدارد